ادینه لعنتی
میل به قبرستان به مردگان بی برگشت
گله های دختران سیاه پوش
و تعفن هزار جفت چشم حریص
ادینه گریه های مسخره
برای ان که هیچگاه نمی اید
در میان قبرها هم نیستی ولی نشانیت را تمام این کفن پوسیدگان فریب خرده میدانند
ارام قدم بردار سفید پوش شبانه
تا روسریت را باد نبرد و خواب این دهلیز نشینان نیاشوبد
شعر از سیروس عزیزم


